خرید بک لینک
راه عشق
چهارشنبه چهارم تیر ۱۴۰۴ - 6:40 - هپر خان -

تا دست صبح ، صورتم را نوازش میکند

چشمانم از گرمای خواب خواهش میکند

بگذار خندان لب عشقم ، به رخم باز شود

آنگاه که صبحی در آغوش تو آغاز شود

پیچیده در این جنگ ، هیاهوی کلامت

پرچم صلح زده در وسط شهر سلام ات

گویی ، راهی به جز از عشق ندارد دنیا

انگار طعمی به جز از مهر ندارد ، دنیا

۰۵:۳۸ قبل‌ازظهر

برچسب: نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 7:22

آه ... چهارشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۴ - 7:2 - هپر خان - آه از دلهره ، از بی قراری های مندوری از یار و گریه ، زاری های منروز اول دیدمش ، قفل قلبم بسته بودو دلم از هر چه عشق است ، خسته بودناگهان دیدم تو گویی که دلم آتش گرفتقطره ی اشکش چکید و مرا آهش گرفتای جهانی ، که تو را بهر خدا دوست می دارمتو همانی که خدا را بهر تو دوست می دارمبی تو گویی آسمان سقف کوتاه غم استرقص من بر وزن تلخ غصه ها و ماتم استبی بهانه ، بی دلیل ، بی انتها می خواهمتدر میان خنده ها و گریه ها و غصه ها می خواهمت

برچسب: نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 7:22

زده ام فالی و اقبال خوشی دارم من یاد توکرده ام و احوال خوشی دارم من دور تو گرچه همه ثانیه ها می‌رقصند دور من هر ثانیه را سال خوشی دارم من بیش از این هیچ نخواهم که تو را میخواهم ای تمنای دلم ، پیش تو جنجال خوشی دارم من مهربانی ز سر و روی تو گل ، می بارد جاده ای همسفر ماست و اوصال خوشی دارم من ای همه تو ، ای همه من ، جایت سبز هر کجا هست نگارم ، امیال خوشی دارم من

برچسب: نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 7:22

ته این کوچه ی بن بست ، همه اش دیوار است بلبلی نغمه سرا بود ، که دگر بیمار است تو و این شاخه ی شمشاد و بهاری در راه من و شب‌های زمستان که دلم بیزار است خوش به حال تو و آنکس که تو را می بینید ته این کوچه ی بن بست ، فقط دیوار است شرح احوال مرا از گل زرد یخ زده ای ، باز بپرس که ز احوال جهان ، حال دلش بیمار است بین ما آنچه که زیبایی و شیدایی و همراهی بود به فدای سر آن کس ، که با تو در دیدار است ته شعرم به کلامی که ز سجاده نثارت دارم ته آن کوچه ی بن بست ، همه اش

برچسب: نویسنده: پرنیا کمالی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 7:22

صفحه بندی